دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز
اشتباهات رایج فرزندپروری؛ والدین بیشتر در چه مواردی دچار خطا میشوند؟/از زبان فاطمه شهپری روانشناس بالینی
تربیت کودک یکی از مهمترین و در عین حال دشوارترین مسئولیتهای والدین است. بیشتر پدر و مادرها با نیت خوب و از روی نگرانی برای آینده فرزندشان تلاش میکنند بهترین تصمیمها را بگیرند. با این حال، گاهی برخی رفتارهای تربیتی که بسیار رایج هستند میتوانند در بلندمدت بر اعتمادبهنفس، رفتار و رابطه عاطفی کودک با والدین تأثیر منفی بگذارند. آگاهی از این اشتباهات رایج به والدین کمک میکند روشهای سالمتری را در تربیت فرزند خود انتخاب کنند.

مقایسه کردن کودک با دیگران یکی از رایجترین اشتباهات تربیتی، مقایسه کردن کودک با خواهر و برادر، همسالان یا حتی کودکیِ خود والدین است. برخی والدین تصور میکنند مقایسه باعث ایجاد انگیزه در کودک میشود، اما در بیشتر مواقع نتیجه برعکس دارد. کودک با شنیدن این جملات احساس میکند به اندازه دیگران خوب نیست و همین موضوع میتواند باعث کاهش اعتمادبهنفس، حسادت یا حتی لجبازی شود.
هر کودک ویژگیها، تواناییها و سرعت رشد خاص خود را دارد. توجه به پیشرفت کودک نسبت به گذشته خودش و تشویق تلاشهای او، رویکرد سالمتری در تربیت محسوب میشود. بیثباتی در قوانین و واکنشهای والدین کودکان برای احساس امنیت و یادگیری رفتارهای مناسب به قوانین واضح و ثابت نیاز دارند. زمانی که یک رفتار در یک موقعیت مجاز و در موقعیت دیگر ممنوع باشد، کودک دچار سردرگمی میشود. این بیثباتی باعث میشود کودک بارها مرزها را امتحان کند یا در برابر قوانین مقاومت نشان دهد.
ثبات در قوانین به این معناست که والدین درباره قوانین خانه توافق داشته باشند و واکنشهای قابل پیشبینی و یکسانی در برابر رفتارهای کودک نشان دهند. استفاده از تهدید و ترساندن برای کنترل رفتار برخی والدین برای کنترل رفتار کودک از جملاتی مانند «اگر این کار را انجام بدهی دیگر دوستت ندارم» یا «میگذارمت و میروم» استفاده میکنند. این نوع تهدیدها ممکن است در کوتاهمدت باعث توقف رفتار کودک شود، اما در بلندمدت میتواند احساس ناامنی، اضطراب و بیاعتمادی ایجاد کند.
کودکان برای یادگیری رفتار مناسب بیشتر به توضیح، آموزش و راهنمایی نیاز دارند تا تهدید و ترساندن. توجه بیش از حد به رفتارهای منفی کودک گاهی والدین بیشتر زمانی به کودک توجه میکنند که او رفتار نامناسبی انجام میدهد. در چنین شرایطی کودک ممکن است یاد بگیرد که برای جلب توجه باید رفتارهای منفی را تکرار کند. همچنین توجه به رفتارهای مثبت و تشویق تلاشهای کودک میتواند نقش مهمی در تقویت رفتارهای مطلوب داشته باشد.
گاهی والدین از کودک انتظار دارند رفتاری متناسب با سن بالاتر داشته باشد؛ برای مثال انتظار تمرکز طولانیمدت، کنترل کامل هیجانها یا مسئولیتپذیری زیاد در سنین پایین. این انتظارات میتواند باعث فشار روانی بر کودک و ایجاد احساس ناکامی در او شود. پس شناخت ویژگیهای رشدی هر سن به والدین کمک میکند توقعات واقعبینانهتری از کودک داشته باشند.
برخی والدین برای کمک به فرزندشان، همه مشکلات او را حل میکنند و اجازه نمیدهند کودک خود برای حل مسائل تلاش کند. در حالی که تجربه کردن چالشهای کوچک و تلاش برای حل آنها بخش مهمی از رشد مهارتهای زندگی در کودکان است. وقتی کودک فرصت تجربه و حل مسئله پیدا میکند، اعتمادبهنفس و استقلال بیشتری در او شکل میگیرد.
استفاده از برچسبهایی مانند «تنبلی»، «شیطونی»، «لجباز» یا «بیمسئولیت» میتواند تأثیر عمیقی بر تصویر ذهنی کودک از خود داشته باشد. کودکان بهتدریج این برچسبها را باور میکنند و ممکن است همان رفتارها را بیشتر تکرار کنند. بهتر است به جای برچسب زدن، روی رفتار خاص کودک تمرکز شود و راه درست انجام آن رفتار به او آموزش داده شود.
هیچ والدینی کامل نیست و اشتباه در مسیر تربیت کودک امری طبیعی است. مهمترین نکته این است که والدین نسبت به رفتارهای تربیتی خود آگاه باشند و در صورت نیاز روشهای سالمتر و مؤثرتری را جایگزین کنند. توجه به نیازهای عاطفی کودک، داشتن قوانین روشن و ثابت، گفتوگوی محترمانه و تشویق تلاشهای کودک میتواند به شکلگیری رابطهای سالم و حمایتی بین والد و فرزند کمک کند.
«فاطمه شهپری» روانشناس بالینی
نظر دهید